اقبال يغمايى ( گردآورنده )

56

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

گريخته بود و به شتاب و رنج خويش را به همدان رسانده بود به ميزبانى وى مأمور كرد . غلامرضا خان با ميهمان گرامى خود به حرمت و محبت رفتار مىكرد ؛ برخى روزها وى را بر اسب مىنشاند و از راه‌هاى خلوت به گردش مىبرد ، و بعضى شبها نيز دسته‌دسته آزاديخواهان همدان را كه عده‌شان كم نبود مخفيانه حضور خطيب شهير هدايت مىكرد و با هم سخن مىگفتند . بىفايده ماندن چاره‌گرى حاكم پاك‌سرشت مظفر الملك براى رهايى جان سيد جمال الدين خطيب بزرگ تدبيرها انديشيد از جمله يكى از نزديكان خود را كه ميان روحانيان اعتبار و نفوذ داشت وادار كرد از علما بخواهد به وسيلهء تلگرام نزد شاه شفاعتگرى كنند . پس از اينكه متن تلگرام آماده شد آن را پيش حاج شيخ محمد باقر مجتهد كه از بزرگان روحانيان و پاكيزه‌سرشت بود بردند . او خواند و تحسين كرد و گفت حال ملايان همدان معلوم است ؛ اگر من اول تلگراف را امضا كنم بر برخى كه خود را اعلم و اتقى مىدانند گران مىآيد . پيش چند نفر كه خويش را داناتر مى - شمارند ببريد بعد از اينكه امضا كردند من هم امضا مىكنم . چون پيش امام‌جمعه بردند ، او كه از مخالفان سرسخت آزاديخواهان و مردى شرير و فتنه‌انگيز بود نه تنها امضا نكرد بلكه ديگر روحانيان را از اين كار بيم داد . از سوى ديگر رضا قلى ميرزا پسر مؤيد الدوله كه از خفيه‌نويسان محمد على شاه بود به پايتخت اطلاع داد كه مظفر الملك با سيد جمال واعظ چون ميهمانى گرامى و صاحب جاه ، به احترام و مهربانى رفتار مىكند ؛ دو روز بعد تلگرامى تند و تلخ به مظفر الملك رسيد كه بىدرنگ سيد جمال را تلف كند . او كه هرگز رضا نمىشد چنان مرد بزرگ آزاديخواه را نابود نمايد به بهانهء اينكه اگر مردم همدان از كشته شدن سيد آگاه شوند فتنه‌ها برمىخيزد و دار الحكومه به آتش كشيده مىشود استدعا كرد اين كار به امير افخم حاكم بروجرد واگذار شود . استدعاى